محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1210

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر خلافت محمّد الامين و چون رشيد بمرد وصيّت كرد پسر را به صالح و فضل بن الربيع كه اين همه سپاه كه با من است و اين خواسته و خزينه ها همه مأمون را است كه من محمّد را چندانى كه حصّهء او بود بازگذاشته ام . و چون محمّد بشنيده بود كه رشيد مأمون را از كرمانشاهان به خراسان فرستاد ، و رشيد سخت دردمند است از آنجا به طوس شد . مردى را بيرون كرد با نامه ها نام وى بكر بن معتمر يكى نامه به مأمون و ديگر به صالح و ديگر به فضل بن ربيع ، و اندر نامهء مأمون نوشت و گفت : بيعت من از اهل خراسان بستان و خويشتن را و قاسم را از پس من ، و داد و عدل كن . و اندر نامهء فضل و صالح ايدون نبشت كه چون مأمون بيعت من از آن سپاه كه با شما است به طوس بستاند ، همه ايدر آييد . و به هر سرهنگى يكى نامه نبشت همچنين ، و صالح را و فضل را گفت : آن همه خزينه ها و خواسته كه با رشيد است ايدر آريد . و آن نامه همه اندر پايهء صندوق بكر اندر كرد و از بيرون به چرم اندر گرفت همه صندوق را . و بكر را گفت : سوى رشيد شو ، اگر ترا گويد به چه كار آمدى ، بگوى كه مرا محمّد فرستاده است تا هر روزى خبر تو به دو فرستم به بيمارى و به درستى به هر جاى كه باشى . و او را گفته بود كه اگر ترا بكشد ، نگر كه اين نامه ها بيرون